الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
25
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
« هركه در روى زمين است دست خودش فنا و نابودى است » . و آيات زيادى كه راجع به امر رزق و خلق ، كشف ضرّ ، وجوب توكّل به خدا و غير اينها وجود دارد . روايات بسيارى مثل حديث معروف : « لا جَبْرَ ولا تَفْوِيضَ ؛ لكِنْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْنِ » ؛ « 1 » « نه جبر است و نه تفويض ؛ بلكه امرى است ميان اين دو » . و حديثى از حضرت رضا عليه السلام : « مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ يَفْعَلُ أَفْعالَنا ، ثُمَّ يُعَذّبُنا عَلَيْها ، فَقَدْ قالَ بِالْجَبْرِ . وَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ فَوَّضَ أَمْرَ الْخَلْقِ وَالرّزْقِ إِلى حُجَجِهِ عليهم السلام ، فَقَدْ قالَ بِالتَّفْوِيضِ . وَالْقآئِلُ بِالْجَبْرِ كافِرٌ ، وَالْقآئِلُ بِالتَّفْوِيضِ مُشْرِكٌ » . « 2 » 3 - قدرت غير مستقل و باذن اللَّه قادر بودن عبد ، به طور ارتباط و غير مستقل و بإذن اللَّه ، بر اماته و احيا و شفاى بيماران و خلق و رزق ، نه به عنوان ادارهء امور و خلق خلايق و ترتيب دادن نظام كلّى ارزاق و برقرار داشتن سازمان كاينات ؛ بلكه طبق حِكم و مصالح عارضى و ثانوى ، كه در داخل اين سازمان مناسب مىشود ، شرك نيست . « 3 » با اين حال ، اطلاق بعضى از اسما - كه اختصاص آن به خدا ثابت نيست - به
--> ( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 224 . ( 2 ) . بحارالانوار ، طبع جديد ، ج 25 ، ص 328 ، رقم 3 . ( 3 ) . اعطاى اين قدرت به عبد ، به دو نحو متصوّر است : يكى اينكه : به شخص ، تسلط و قوه و نيرويى بخشيده شود كه بتواند به اذن خدا كارهايى انجام دهد . ديگر اينكه : اشيا مطيع و فرمانبر او گردند و به قدرت و اذن خدا به نحوى گردند كه عبد در آنها تصرّف نمايد ؛ مانند نرم شدن آهن براى حضرت داود عليه السلام .